از دیر باز عدد هفت مورد توجه اقوام مختلفی از جمله سامی، هندوان، اروپانیان، آئین های برهمایی، یهودی، مهرپرستی، مسیحی، زرتشتی و مانوی بوده است. این عدد در ایران باستان تقدریس ویژه دارد و انعکاسی از باورها و اعتقادات آن ها بوده، حتی بعد از رواج اسلام در ایران نیز نه تنها از اهمیت این عدد کاسته نشد بلکه با مطرح شدن موضوعاتی چون سبع المثانی و هفت مردان و ... در آئین متصوفه و عرفان به وجود این عدد قداست بیشتری بخشیده شد. و بسامد کاربرد این واژه در آثار بزرگ شاعرانی چون نظامی، خاقانی، عطار و مولانا و ... نشان از باور عمیق ایرانیان به این عدد بوده است. از آنجا که لطیف کاربرد این عدد بسیار زیاد است، تنها به مهمترین آن ها در زبان فارسی اشاره و برای برخی از مضمون های عددی نیز شاهد مثالی آورده شده است.
هفت اختر: (هفت فلک، هفت آینه، هفت خاتون، هفت دخمه ی خضرا هفت خراس هفت ایوان) قمر، عطارد، ناهید، شمس، مریخ، برجیس، زحل.
بنوشته هفت چرخ و رسیده به مستقیم
بگذاشته از مسافت و رفته به انتها (خاقانی)
شبی چنین در هفت آسمان به رحمت باز
ز خویش نفسی ای پسر به حق پرداز (سعدی)
هفت اورنگ: دو صورت دب اکبر و دب اصغر را هفت اورنگ می خوانند. هفت اورنگ را نشانه ی پریشانی و بی سامانی می دانند زیرا در یکی اختران خوشه وار گرد هم آیند و در دیگری نیک پراکنده اند سه ستاره از هفت اورنگ را بنات می دانند و چهار ستاره از هفت ستاره ی این پیکره، لاشه ی پدر را نشان می دهد. در پندار های باستانی سه خواهر زارنده و مویان شمرده می شده اند که در پی پیکر پدر روانند.
هفت خط جام: جور، بصره، بغداد، اشک، ارزق، کاسه گر، فرودینه.
رسم جور از ساقی منصف به نصفی خواستند
پس جبل خوردند و ساغر بحر اخضر ساختند(خاقانی)
هفت اقلیم(کشور): (هند، ایران، مصر، شام، روم و صقلاب، ماوراء النهر و عرب و حبشیان.
در مدحت تو به هفت اقلیم
شش ضربه دهد سخنوران را (خاقانی)
هفت فرقه ی فلسفه ی یونان: فیثاغورس، ارسطنیوس، اصحاب لذت(مدرس) کرسمس، رانی(دیو جانس) مظلمه و اصحاب مشائین (ارسطو و افلاطون).
هفت دریا(آب): اخضر، عمان، قلزم(احمر)، بربر، اقیانوس، بحرالروم، اسود. /چین، مغرب، روم، نیطس، جرجان، خوارزم، طبریه.
کسری و جعفری است که یک قطره همتش
از هفت بحر کسری و جعفری نکوتر است(خاقانی)
هفت جوش(هفت گنجینه): آهن، برنج، سرب، طلا، قلع، مس، نقره.
هفت جوش آیینه ای دادت تو نیز
پنج نوش از کلک صفرایی فرست(خاقانی)
هفت پرده ی چشم: ملتحمه، قرینه، عنبیه، عنکبوتیه، شبکیه، ثلبیه، مشمیه.
به هشت بهو بهشت اندر این سه غرفه ی مغز
به هفت حجله ی نور اندر این دو حجره خواب (خاقانی)
هفت رنگ: سرخ، نارنجی، زرد، سبز، آبی، نیلی نیلی، بنفش// سفید، سیاه، سرخ، سبز، زرد، کبود، بنفش.
خزان به دست مه در نوشت از باغ
بساط ششتری و هفت رنگ شادروان (فرخی)
هفت رنگ بزک: حنا(دست و پا) وسمه(ابرو) سرمه(چشم) سرخ آب و سفید آب(صورت) زرگ(روی و موی) غالیه(مو)
چو همت آمد هر هشت داده به جنت
چو وامق آمد هر هفت کرده به عذرا(خاقانی)
هفت اندام: سر، سینه، شکم، دو دست و دو پا(بیرون) مغز، قلب معده، ریه، کبد، طحال، کلیه(درون)
هزار اختر نباشد چون خور
نه هفت اندام باشد چون خور
نه هفت اندام باشد چون یکی سر(اسعد گرگانی)
هفت خوان رستم: 1- کشتن رخش شیری 2- غلبه ی تشنگی بر رستم و رفع آن تشنگی 3- کشتن اژدها 4- جنگ با ارژنگ دیو 5- کشتن زن جادوگر 6- گرفتار کردن اولاد دیو 7- کشتن دیو سپید
هفت خوان را زاد سرو مرو/ یا به قولی ماخ سالار آن گرامی مرد/ آن هریوه خوب و پاک آیین روایت کرد. (اخوان ثالث)
هفت خوان اسفندیار: 1- کشتن دو گرگ 2- کشتن شیران 3- کشتن اژدها 4- کشتن زن فسونکار 5- کشتن سیمرغ 6- گذشتن از بذف و بوران 7- گذشتن از دریای ژرفناک.
گر از هفت خوان اندر آرم سخن
همانا که هرگز نیاید به بن (فردوسی)
هفت کوه: قاف، دماوند، سرندیب، گلستان، ورن، دزگیان(قفقاز)
هر مدعی ای زقاف تا قاف
بیهوده ز عشق تو زند لاف(سنایی)
هفت سبع: قرآن را به هفت بخش و هر روز یک سبع و هر هفته یک بار ختم قرآن می کرده اند. قرآن مشتمل بر هفت موضوع وعد، وعید، واعظ، قصص، امر، نهی و ادعیه است.
هفت قرا: نافع عبدالرحمن مکی، ابن کثیر مکی، ابن عمروبن العلاء بصری، ابن عامر شامی، عاصم کوفی، حمزه کوفی، علی کوفی.
عشقت رسد به فریاد ار خود بسان حافظ
قرآن ز بر بخوانی در چارده روایت(حافظ)
هفت مردان: اقطاب، ابدال، اخیار، اواتاد، غوث، نقبا و نجبا.
جمله عالم زین سبب گمراه شد
کم کسی ز ابدال حق آگاهی شد(مولوی)
پس از تحصیل دین از هفت مردان
پس از تاویل وحی از هفت قرا(خاقانی)
هفت مقام طریقت: توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل، فنا.
تکیه بر تقوی و دانش کافری است
راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش(حافظ)
هفت ودای عرفان: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت، فقر و فنا.
گفت: ما را هفت ودای در ره اسیت
چون گذشتی هفت ودای درگه است(عطار)
هفت گنجینه(هفت گنج شایگان): رسم سلاطین ایران بوده که هفت جا خزانه یا هفت گونه بخشش می داشته اند.
نقود، جواهر، البسه، حیوانات، اطعمه، اراضی، باغات.
هفت تیره ی پادشاهان شروانشاهی: منوچهر بن یزید، ابو منصور علی بن یزید، قبادبن یزید، بخت نصر بن فلان بن یزید، سالار بن یزید، فریبرز بن سالار و فریدون بن فریبرز.
قوت پنج فریبرزی و بهرامی دان
کاندر این شاخ کیانی ثمر آمیخته اند(خاقانی)
هفت آتشکده ی ایران باستان: آذرمهر، نور آذر، آذر برزین، آذر آیین، آذر خرداد، آتش زرد هشت و آذر گشسب.
یکی سخت سوگند خوردم به ماه
به آذر گسب و به دیهیم شاه (فردوسی)
هفت خدایان(پادشاهان ایران باستان): جم، اژی دهاک، فریدون، کی کاووس، کیخسرو، کی لهراسب، کی گشتاسب.
به جمشید بر تیر گون گشت روز
فرو کاست زو فر گیتی فروز (فردوسی)
عقلای هفتگانه: تالس ملیطی، پتیاکوس، بیاس، کله ئپول، میسون، کیلون، سولول.
هفت دستگاه موسیقی ایران: اصفهان، چهارگاه، راست، پنجگاه، سه گاه، شور، ماهور، همایون.
هفت نوع خط: ثلث، نسخ، محقق، ریحان، توقیع، رقاع، تعلیق.
هفت امشاسپند: و هومن اشه و هیشته(بهمن) هوروتات(خرداد)، امرداد، خششره و ائیریه(اردیبهشت) سپنته، درمئیتی(شهریور) امهر سپند و سپندار مذ.
هفت امامی: این فرقه به دسته های مختلف که تعداد امامان را به هفت محمد دانند، اطلاق می شود و به فرزند ارشد امام جعفر صادق به عنوان امام آخری معتقدند.
هفت سین: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد و سبزی.
هفت تن اصحاب کهف: یملیخا، مکشلینا، مشیلینا، مرنوش، دیرنوش، شاد نوش، مرطونش.
عجایب هفتگانه: باغ های معلق بابل، مجسمه ی رودس، برج دریای اسکندریه، مجسمه ی زوس، معبد دیان، مقبره موزول و اهرام ثلاثه.
هفت شهر طلسم نمرود: طلسم آب، حوض، طبل، آینه، بت منادی بر، منار، روی آب راه رفتن و درخت سایه گستر.
در دوره های اخیر نیز اصطلاحاتی چون: هفت لو، هفت کفن، هفت ماهه، هفت رنگ پلو، هفت سوراخ هفت سنگ و هفت بیجار و ... در ادبیات عامه کاربرد زیادی پیدا کرد که دیرینگی چندان دوری ندارد.
هفت رنگ پلو: نوعی غذای اشرافی عدس پلو، زرشک پلو، سبزی پلو، باقلا پلو، رشته پلو، آلبالو پلو و کلم پلو.
هفت بیجار: نوعی ترشی مخلوط بادمجان، سیر، گوجه، فلفل، سرکه، ریحان و نعناع (سبزی معطر).
کز آسمان هفتم بشنیدم از کروبی
آش شله قلم کار ترشی هفت بیجار(دانش)
منابع و مآخذ:
1- سوگند در ادب فارسی از حسین کیانی.
2- شرح دیوان حافظ از دکتر بهاء الدین خرمشاهی.
3- شرح دشواری های قصاید خاقانی از دکتر کزازی.
4- فرهنگ سخن جلد 7 و8 از دکتر حسن انوری.
5- فرهنگ بهدینان از منوچهر ستوده.
6- مثنوی از مولوی
7- هفت در قلمرو تمدن و فرهنگ بشری از زهره والی.
8- هفت در قلمرو فرهنگ جهان از شریف محلاتی.